تبلیغات
در هم بر هم - داستان کوتاه
در هم بر هم
 
دوشنبه 16 تیر 1393 :: نویسنده : نادر نادری

اگر فرزند باید، باید این سان

در آن هنگام که مغولان به رهبری چنگیز بر ایران تاختند و کشتند و سوزاندند، تنها سلطان جلال الدین خوارزمشاه به پایمردی برخاست و آنان را به ستوه آورد. مقاومت جلال الدین، چنگیزیان سنگدل را به اعجاب واداشت؛ اما سرانجام روزی او و سپاه اندکش را محاصره کردند. مغولان از جلال الدین خواستند که تسلیم شود؛ اما او نپذیرفت و تا ساحل رود سند مقاومت می کرد و از مغولان می کشت. پس از کشته شدن همه یارانش، مغولان به کشتن او نیز امید فراوان داشتند؛ اما ناگهان جلال الدین دلاورانه بر رود سند زد، امواج آن را شکافت و با اسب خویش خود را به سوی دیگر رودخانه رساند. چنگیز که خود نظاره گر این صحنه بود، گفت: خوشا به حال پدر چنین فرزندی.

حمیدی:، شاعر معاصر این داستان را به شعر درآورده و در پایان می گوید:

به فرزندان و یاران گفت چنگیز/ اگر فرزند باید، باید این سان





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان کوتاه،




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : آزاد نگر

مطالب اخیر
موضوعات
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبـلاگ چیست؟ (لطفاً نظر بدهید.)








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

Instagram وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس