مجلس پنجم شورای ملی (22 بهمن 1302 تا 22 بهمن 1304 ش) یكی از ادوار مهم مجلس شورای ملی به شمار می رود كه با تصویب الغای سلطنت قاجاریه زمینه را برای روی كار آمدن سلسله پهلوی مهیا كرد. با ظهور این سلسله در ایران تحولاتی اساسی در ساختار جامعه ایرانی پدید آمد. از این رو چگونگی این رویداد و عملكرد نهادهای تاثیرگذار در ایران آن عصر در این موضوع حائز اهمیت بسیار می باشد. با توجه با مقابلۀ نیروها و آرمان هایی كه ایران را در سال های پس از كودتای 1299 به سوی حاكمیتی دو گانه سوق می داد، مجلس پنجم اهمیت و حساسیت ویژه ای داشت. مجلس بی تردید خاكریز اصلی نبرد و مهمترین نهاد قانونی كشور بود كه می توانست نوع و ساز و كار تغییر نظام سیاسی كشور را روشن نماید. بنابراین نیروها و جریان های سیاسی فعال و متعارض جامعه تلاش می كردند با كسب اكثر كرسی های مجلس، توان خود را برای انجام تحولات سیاسی مورد نظرشان افزایش دهند. آزادی خواهان در تلاش بودند تا اكثریت مجلس در دست طرفداران نظام مشروطه باشد تا با كمك آنها نظام سیاسی موجود كه حاصل زحمات طاقت فرسا و جانفشانی های بسیار بود از تبدیل یا دگرگونی بنیادین مصون بماند و از خطر فروپاشی كامل یا قلب ماهیت رهایی یابد. تجددگرایان نیز كه امید خود را از كامیابی نظام مشروطه در شكل موجود آن از دست داده بودند، می كوشیدند به منظور ایجاد دگرگونی های اساسی در نهادها و ساختارهای سیاسی ـ اجتماعی كشور در مجلس تركیبی تندرو و هوادار اصلاحات پدید آورند. آنان سرسختانه از تحقق حاكمیت متمركز ملی كه در نظامهای سیاسی مبتنی بر جمهوریت یا دیكتاتوری منور تجلی می یافت، دفاع می كردند تا به كمك آن كشور را از شر ناكارآمدی نظام مشروطه و پراكندگی قدرت و از دست پادشاهی بی عرضه و نهادهای فرسوده و نخبگان آلوده و ناتوان برهانند.

مداخله دولت در انتخابات مجلس كه از دوره چهارم آغاز شده بود، در گسترده ترین سطح در انتخابات مجلس پنجم ادامه یافت. انتخابات كه باید در اول فروردین كه سه ماه از عمر مجلس چهارم باقی بود، برگزار شود به 24 فروردین موكول شد. ادامه تاخیرها و اهمال دولت ممكن بود رفته رفته برگزاری انتخابات را تا پایان عمر مجلس به تعویق اندازد و در نتیجه سر رشته همه امور منحصراً در اختیار رضاخان قرار گرفته و او نیز به شكل دلخواه آن را به انجام رساند. در عمل نیز چنین شد، انتخابات تهران هنگامی كه مجلس چهارم هنوز فعالیت داشت، انجام پذیرفت، اما انتخابات در نقاط دیگر پس از مهلت مقرر و پایان گرفتن مجلس چهارم و اغلب به دست فرماندهان لشكر و فرمانداران نظامی و گروههای متنفذ وابسته به رضاخان صورت گرفت. بنابراین به غیر از نمایندگان تهران و برخی از شهرها كه در دوره ریاست وزرایی مشیرالدوله و مستوفی الممالك انتخاب شدند، بقیه انتخابات مجلس در سراسر كشور، مستقیم یا غیر مستقیم با كمك نظامیان صورت پذیرفت. در نتیجه اكثریت نمایندگان از طرفداران جدی سردار سپه بودند.

سرانجام طرح انقراض قاجاریه با هشتاد رای موافق از هشتاد و پنج رای ماخوذه به تصویب رسید. نمایندگانی كه به طرح یاد شده رای منفی دادند با ترك صحن مجلس در رای گیری حضور نیافتند عبارت بودند از: مدرس، مستوفی الممالك؛ موتمن الملك، مشیر الدوله، مصدق، تقی زاده، حسین علاء، دولت آبادی، زعیم كاشانی، آشتیانی، محیی الدی شیرازی و ملك الشعرای بهار.

مجلس پنجم مجلس شورای ملی ( 1304ـ 1302)  با تصویب قانون الغای سلطنت قاجاریه، یكی ازمهمترین تصمیمات تاریخ مجلس شورای ملی را رقم زد. فعالیت نمایندگان اقلیت واكثریت این دوره و واكنش آنها در برابر حوادث و وقایعی كه طبق طرح و نقشه رخ می داد، تاثیر قابل ملاحظه ای در آینده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی ایران گذاشت. اكثریت مجلس پنجم كه هوادار رضاخان بودند از نمایندگان ائتلافی فراكسیون تجدد (حدود  40 نفر) و فراكسیون سوسیالیست(حدود 14 نفر) تشكیل می شدند. اقلیت مجلس كه شامل  ده تا پانزده نفر به رهبری سید حسن مدرس بودند، با درك اهداف رضاخان به مخالفت با برنامه های او می پرداختند.در فرایند قدرت گیری رضاخان و تحقق نیات او برای الغای سلطنت قاجاریه و تاسیس حكومت پهلوی، مجلس نقش بی بدیلی ایفا كرد. شیوه هایی كه هواداران رضاخان برای عملی كردن برنامه های خود به كار بردند و نحوه ابراز مخالفت اقلیت مجلس در این فرایند بسیار مهم بود چرا كه بدون حمایت مجلس  رضاخان حداكثر موفق به انجام یك كودتا علیه سلطنت قاجاریه می شد اما حمایت اكثریت هوادار او در مجلس پنجم موجب شد كه این اقدام زیر لوای مشروعیت قانونی و به ظاهر بر اساس تقاضای مردم نقاط مختلف كشور صورت پذیرد. این تصمیم مهم بر سرنوشت مجالس بعدی نیز فوق العاده تاثیر گذار بود وموجب گردید. مجالس فرمایشی بعدی در دوران دیكتاتوری از انجام وظایف قانونی خودكه دفاع از حقوق مردم بود، عاجز بمانند.